دوباره اشک هایم مرا شستند..

خرید بک لینک
از همان اول نگاه تو همینطوری نبود

عشوه چشم سیاه تو همینطوری نبود

گفتم از دلداگی و رنج عشق و عاشقی

گفتی از دل آه ، آه تو همینطوری نبود

میشناسم راه و رسم دلبری های تو را

خنده های گاه گاه تو همینطوری نبود

عاشق راهی از اول فکر رفتن داشتی

تازه شال راه راه تو همینطوری نبود

عشق یعنی من کویر تشنه و دریا تویی

حیف اما دیدگاه تو همینطوری نبود

اشتباهی شد همینطوری به تو عاشق شدم

آه اما اشتباه تو همینطوری نبود

یاشار نقی زاده

دوباره اشک هایم مرا شستند.....

ما را در سایت دوباره اشک هایم مرا شستند.. دنبال می‌کنید

برچسب: همینطوری به انگلیسی,همینطوری,همینطوری الکی, نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 8:05

آمدی اینبار اما درد آوردی به من
توی کیفت عکس یک نامرد آوردی به من

خواستی مجبور باشم که فراموشت کنم
یک دلیل بی برو برگرد آوردی به من

تازه دلگرم نگاهت میشدم، انصاق نیست
عشق را بردی، نگاه سرد آوردی به من

هرچه عشق تو به من بخشید بخشیدم به تو
بر سر تو هرچه غم آورد آوردی به من

باتو من روراست بودم،صاف و ساده، تو ولی
تا دلت را غم تصاحب کرد آوردی به من

یاشار نقی زاده

دوباره اشک هایم مرا شستند.....

ما را در سایت دوباره اشک هایم مرا شستند.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 8:05

مثل یک گل برگ خشکی لابلای داستانمرفته ای و مانده عطرت در فضای داستانمریخته در هم ،شبیه یک کتاب کهنه هستمقهرمانم گم شده در قهقرای داستانمسالها در پیش خود از عشق پاکت قصه خواندمتا تو را اسطوره ای کردم برای داستانمدیگر امیدی ندارم پشت سر پلها شکستهبرنمی گردی ولی بنشین به پای داستانممیکشد فکر وخیال امشب مرا هر چند فرداخلق خواهد کردم از اول خدای داستانممیشود خاموش دنیا نقطه نقطه نقطه. پایان صفحه ای مشکیست اما انتهای داستانمحلق آویز است شخصی در کنار ان نوشته "عاشقی " این بود کل ماجرای داستانمیاشار نقی زاده دوباره اشک هایم مرا شستند.....

ما را در سایت دوباره اشک هایم مرا شستند.. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 76 تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 8:04

پنجمین سوگواره سوگ قلم آذرشهر

دوباره اشک هایم مرا شستند.....

ما را در سایت دوباره اشک هایم مرا شستند.. دنبال می‌کنید

برچسب: ششمین کنگره شعر عاشورایی اردبیل, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 8:04

میان خاطرات من سلامی مانده بود از تو شبیه "دوستت دارم"، پیامی مانده بود از تو اگرچه حفظ بودم بازهم می خواندم از رویش برای دلخوشی حسن ختامی مانده بود از تو قلم را میگرفتم نا خودآگاه از تو میگفتم درون شعر هایم التزامی مانده بود از تو تو و سیگار هر دو ترکتان بسیار مشکل بود تو بدتر حین ترکت چند کامی مانده بود از تو مرا می کشت "دلکش" با نوای "بردی از یادم" درونم قصه های نا تمامی مانده بود از تو شماره تلفن تو همچنان در گوشی من بود به زخم تازه ی من التیامی مانده بود از تو به صحبت مینشستم با پیام ساکتت هر شب خدا را شکر اقلا یک کلامی مانده بود از تو یاشار نقی زاده دوباره اشک هایم مرا شستند.....

ما را در سایت دوباره اشک هایم مرا شستند.. دنبال می‌کنید

برچسب: سلامي تويتر,سلامي توجه صوب سلمان بن سلطان, نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: دوشنبه 6 دی 1395 ساعت: 8:04

صفحه بندی